العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

224

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

پس از كشتن آزارى نيست ، و نيز بسا كه مقصود از نهى از كشتن براى جز خوردن باشد و منظور همان آزار جانور باشد و فرمودهء او « آزار نشود » مؤيد آنست . و نيز اينكه فرموده « چه خوب پرنده‌ايست » بايست ندارد كه براى خوردن كشته نشود زيرا در باره گوسفند هم آمده كه : چه خوب مالى است ، يا مال مباركى و مانند آن ، با اينكه براى خوردن آفريده شده و شك ندارد كه دورى كردن از آزارش اولى و احوط است . سپس - ره - در باره حديث پرستو كه گذشت گفته : فهم شود كه مقصود بنهى از كشتن نهى از خوردنست چون پس از اينكه سرش را بريده بود آن را به زمين زد و آنگه نهى از قتل را بيان كرد فتامل ولى در سند جهالت و اضطراب است . و گفته - قد - و اما كراهت گوشت حبارى دليل روشنى ندارد جز اينكه در بيشتر كتب ذكر شده و در تحرير گفته : در باره آن روايتى است شاذّ ، آرى در صحيحه عبد اللَّه بن سنانست كه پرسش شد امام ششم و مىشنيدم كه چه گوئيد در باره حبارى ؟ فرمود : چون چينه‌دان دارد آن را بخور - الخبر - و آن مشعر است كه حالش معلوم نيست و اجتناب اولى است فتامل - پايان - گويم : گويا وجه تامل در سخنش اينست كه در سخن امام عليه السّلام اشعارى بكراهت نيست و ظاهر آنست كه غرضش بيان قاعده كلى بوده چون بعيد است كه حال آن را نداند ، و بسا در اين تعبير مصلحت ديگرى بوده چون تقيه و مانندش و خلاصه عدم كراهت اظهر است براى اينكه در روايت صحيح از كردين مسمعى است كه پرسيدم امام ششم عليه السّلام را از حبارى فرمود : دوست دارم كه از گوشتش نزدم بود و ميخوردم تا شكمم پر ميشد ، و براى روايت بسطام بن صالح . و اما مارها ظاهر جواز كشتن همه آنها است جز مار خانگى كه صاحب خانه را آزار نرساند كه بسا كراهت دارد ولى بايد خوددارى از كشتن آنها براى توهم گناه در كشتن نباشد يا توهم زيان ديدن از آن ، و اما تفصيلها كه در اخبار عامه است در اخبار ما نيافتيم ، و جانورهاى آزار كن ديگر را باكى در كشتن آنها نيست